محمدرضا خردمندان، کارگردان سینما و سریال، با انتقاد از افزایش روایتهای مبتنی بر قتل، تجاوز، خیانت و حوادث اغراقشده در برخی مجموعههای شبکه نمایش خانگی، معتقد است که تکرار چنین موضوعاتی تصویری ترسناک و غیرواقعی از جامعه ایران ارائه میدهد. او تأکید میکند که برای جذب مخاطب، بهجای تکیه بر شوکهای مصنوعی، باید روی فیلمنامههای قویتر و روایت صادقانهتر از زندگی مردم سرمایهگذاری کرد.
خردمندان همچنین با اشاره به تجربه تهیهکنندگی فیلم کوتاه «وراپام» با موضوع جنگ، بر ضرورت فراهمشدن امکان فیلمسازی برای افراد با دیدگاهها و سلیقههای مختلف تأکید کرده است. او در این گفتوگو از حسرت خود برای ساختهنشدن فیلم عباس کیارستمی درباره جنگ ایران و عراق نیز سخن گفته و خواستار نگاهی بازتر به بازنمایی سینمایی جنگ شده است.
محمدرضا خردمندان مشغول طراحی داستان یک سریال اجتماعی و خانوادگی است
محمدرضا خردمندان، کارگردان سینما و سریال، درباره فعالیتهای تازه خود در شبکه نمایش خانگی توضیح داده است که در حال حاضر روی طراحی داستان یک مجموعه جدید کار میکند. به گفته او، فضای کلی این پروژه اجتماعی، درام و خانوادگی است و امیدوار است پس از پایان نگارش فیلمنامه، شرایط برای ورود به مرحله تولید فراهم شود.
این کارگردان اعلام کرده که فعلاً تمرکز اصلیاش بر همین پروژه قرار دارد و تا زمانی که کار به مرحله مشخصتری نرسد، ترجیح میدهد جزئیات بیشتری از آن منتشر نکند. بنابراین، اطلاعاتی درباره نام سریال، بازیگران، زمان تولید یا تاریخ انتشار آن ارائه نشده است.
انتقاد از خشونت و حوادث اغراقشده در سریالهای شبکه نمایش خانگی
یکی از محورهای اصلی صحبتهای خردمندان، نحوه استفاده از موضوعاتی مانند قتل، تجاوز، خیانت و روابط موازی در مجموعههای شبکه نمایش خانگی است. او این رویکرد را یکی از ضعفهای جدی در فیلمنامهنویسی دانسته و معتقد است برخی نویسندگان برای جلب توجه مخاطب، بیش از اندازه به حوادث تکاندهنده و غیرمعمول متوسل میشوند.
به باور این کارگردان، گاهی چنین تصور میشود که برای پیشبردن داستان و نگهداشتن مخاطب پای سریال، باید پیوسته اتفاقی بزرگ و شوکهکننده رخ دهد. در این شیوه، بهجای آنکه شخصیتها، روابط انسانی و تعارضهای طبیعی زندگی مبنای پیشرفت قصه باشند، حوادث شدید و اغراقآمیز به ابزار اصلی روایت تبدیل میشوند.
خردمندان ریشه بخشی از این مسئله را در ضعف فیلمنامهنویسی میبیند. از نگاه او، اگر نویسندگان با دقت بیشتری به زندگی روزمره مردم، دغدغههای اجتماعی و اتفاقهایی که در کوچه و خیابان رخ میدهد توجه کنند، امکان خلق داستانهای جذاب بدون نیاز به انبوهی از حوادث عجیب و غیرواقعی فراهم خواهد شد.
چرا فیلمنامههای واقعگرایانه اهمیت دارند؟
روایت واقعیتهای اجتماعی به معنای نادیدهگرفتن مشکلات، تعارضها یا جنبههای تلخ زندگی نیست. مسئله اصلی، چگونگی بازنمایی این واقعیتها و میزان تناسب آنها با جهان داستان است. یک اثر نمایشی میتواند به موضوعات دشوار و حساس بپردازد، اما برای تأثیرگذاری به شخصیتپردازی باورپذیر، منطق روایی و شناخت دقیق جامعه نیاز دارد.
از دیدگاه خردمندان، نویسنده باید بتواند از دل تجربههای واقعی مردم، داستانهایی خلق کند که هم برای مخاطب جذاب باشند و هم تصویری قابلباور از جامعه ارائه دهند. او تأکید میکند که این کار علاوه بر مهارت، به جسارت نیز نیاز دارد؛ زیرا روایت زندگی واقعی مستلزم شناخت دقیق آدمها و پرداختن به پیچیدگیهای روابط انسانی است.
این دیدگاه بر اهمیت کیفیت فیلمنامه بهعنوان پایه اصلی یک اثر نمایشی تأکید میکند. اگر داستان از منطق درونی و شخصیتهای باورپذیر برخوردار باشد، برای ایجاد کشش روایی لزوماً به قتلهای پیاپی، خیانتهای متعدد یا اتفاقهای غیرمنتظره و افراطی نیاز نخواهد داشت.
به گفته خردمندان، سریالهای سالهای اخیر تصویری ترسناک از جامعه ساختهاند
خردمندان با اشاره به مجموعه آثار تولیدشده در یکی دو سال اخیر، گفته است که کنار هم قراردادن برخی از این سریالها، با حجم زیادی از موضوعات مرتبط با قتل، تجاوز، روابط پیچیده و اتفاقهای هولناک همراه است. او معتقد است تکرار این مضامین باعث شده فضای بخشی از سریالهای شبکه نمایش خانگی بیش از اندازه ترسناک به نظر برسد.
نکته مورد تأکید او، تنها حضور یک موضوع تلخ در یک داستان نیست؛ بلکه مسئله، تکرار و غلبه این موضوعات در مجموعهای از آثار است. وقتی روایتهای مشابه بارها در تولیدات مختلف دیده شوند، ممکن است تصویری یکسویه از زندگی اجتماعی شکل بگیرد؛ تصویری که در آن خشونت و روابط بحرانی بیش از سایر جنبههای زندگی مردم دیده میشوند.
از نگاه این کارگردان، چنین تصویری لزوماً بازتابی متوازن از جامعه ایران نیست. او معتقد است مجموعههای نمایشی باید بتوانند طیف گستردهتری از تجربههای انسانی و اجتماعی را به نمایش بگذارند و برای جلب مخاطب، به بازنمایی اغراقآمیز بحرانها وابسته نباشند.
البته پرداختن به خشونت، خیانت یا دیگر مسائل اجتماعی بهخودیخود به معنای ضعف یک اثر نیست. آنچه در سخنان خردمندان مورد انتقاد قرار گرفته، استفاده افراطی از این عناصر بهعنوان راهی برای ایجاد هیجان و جلب توجه مخاطب است؛ رویکردی که به اعتقاد او میتواند جای داستانپردازی دقیق و خلاقانه را بگیرد.
سرمایهگذاری در فیلمنامه؛ راهی برای ارتقای کیفیت سریالها
خردمندان برای بهبود وضعیت سریالهای شبکه نمایش خانگی، بر ضرورت سرمایهگذاری جدیتر در حوزه فیلمنامه تأکید کرده است. به باور او، کیفیت نهایی یک مجموعه تا حد زیادی به کیفیت داستان و نحوه پرداخت آن وابسته است و توجه بیشتر به این مرحله میتواند به تولید آثاری پختهتر و باورپذیرتر کمک کند.
فیلمنامه، چارچوب اصلی روایت یک اثر نمایشی را شکل میدهد. شخصیتها، روابط، تعارضها، ریتم داستان و چگونگی پیشرفت اتفاقها، همگی در این مرحله شکل میگیرند. اگر این عناصر بهدرستی طراحی نشده باشند، افزودن حوادث بزرگ و شوکهکننده ممکن است تنها برای مدتی کوتاه توجه مخاطب را جلب کند، بدون آنکه به انسجام و عمق داستان کمک کند.
او در کنار مسئولیت سرمایهگذاران و عوامل تولید، سهم نویسندگان و کارگردانان را نیز در این وضعیت مهم میداند. به گفته خردمندان، فعالان این حوزه باید برای ارتقای سلیقه مخاطب تلاش کنند و صرفاً به دنبال جذب بیننده با هر شیوهای نباشند.
این رویکرد بر رابطه میان کیفیت تولیدات و انتظارات مخاطبان تأکید دارد. آثاری که به شخصیتپردازی، جزئیات زندگی روزمره و موضوعات اجتماعی با نگاهی دقیق میپردازند، میتوانند بدون تکیه افراطی بر شوکهای داستانی نیز مخاطب را درگیر کنند. از این منظر، توجه به فیلمنامه نهتنها یک ضرورت هنری، بلکه بخشی از مسیر بهبود کیفیت تولیدات شبکه نمایش خانگی است.
فیلم کوتاه «وراپام»؛ روایت سینمایی از تجربه جنگ
بخش دیگری از گفتوگوی خردمندان به فیلم کوتاه «وراپام» اختصاص داشت؛ اثری که او تهیهکنندگی آن را بر عهده داشته و با موضوع جنگ در جشنواره فیلم کوتاه حضور داشته است.
خردمندان توضیح داده است که ایده این فیلم در دوره جنگ و در پی حمله به کلانتریها و پاسگاهها شکل گرفت. به گفته او، در آن شرایط با موقعیتهایی روبهرو شدند که با وجود دردناکبودن، ظرفیت بالایی برای تبدیلشدن به یک روایت سینمایی داشتند.
او در طراحی داستان تلاش کرده است علاوه بر پرداختن به تجربه جنگ، امکان برقراری ارتباط با مخاطبان خارج از ایران را نیز در نظر بگیرد. به اعتقاد خردمندان، فیلم کوتاه به دلیل ظرفیتهای بیانی خود میتواند بدون نیاز به توضیحات طولانی، موقعیتهای انسانی و اجتماعی را به مخاطبانی از فرهنگها و زبانهای مختلف منتقل کند.
زبان جهانی فیلم کوتاه و امکان ارتباط با مخاطب بینالمللی
یکی از ویژگیهایی که خردمندان برای «وراپام» برشمرده، استفاده از حداقل دیالوگ است. او معتقد است این فیلم میتواند در زمانی کوتاه و با اتکا به تصویر، تجربهای از موقعیتهای جنگی ایران را برای مخاطبانی روایت کند که در خارج از کشور زندگی میکنند و میخواهند درباره آنچه در زمان جنگ گذشته است، بیشتر بدانند.
در چنین رویکردی، تصویر و کنش شخصیتها نقش مهمی در انتقال معنا دارند. کاهش وابستگی به دیالوگ میتواند امکان درک داستان را برای مخاطبان غیرفارسیزبان آسانتر کند؛ هرچند میزان موفقیت یک فیلم در ایجاد ارتباط بینالمللی، در نهایت به کیفیت روایت، ساختار اثر و نحوه پرداخت موضوع نیز بستگی دارد.
از نگاه این کارگردان، سینما میتواند تجربهای محلی و تاریخی را به زبانی قابلفهم برای مخاطبان دیگر کشورها تبدیل کند. به همین دلیل، او در طراحی داستان «وراپام» تلاش کرده است تصویری واقعگرایانه از تجربه جنگ ارائه دهد؛ تصویری که مخاطب بیرون از مرزهای ایران نیز بتواند با موقعیتهای انسانی آن ارتباط برقرار کند.
آیا فیلمهای جنگی سفارشی هستند؟ خردمندان کیفیت اثر را معیار میداند
در پاسخ به پرسشی درباره نگرانی از نگاه سفارشی یا بهرهبرداری از موضوع جنگ در برخی آثار سینمایی، خردمندان تأکید کرده است که در نهایت، خود اثر میتواند رویکرد سازندگانش را نشان دهد. از نظر او، اگر فیلمی ضعیف ساخته شود، میتوان درباره کیفیت آن پرسش کرد و این موضوع را مورد بررسی قرار داد که چه انگیزههایی پشت تولید آن قرار داشته است.
با این حال، او کیفیت اثر را معیار اصلی ارزیابی میداند. بر اساس این دیدگاه، صرف انتخاب موضوع جنگ نه تضمینی برای ارزشمندبودن یک فیلم است و نه بهتنهایی دلیلی برای قضاوت منفی درباره آن. آنچه اهمیت دارد، نحوه پرداخت موضوع، قدرت روایت و نتیجه هنری کار است.
جنگ موضوعی پیچیده و چندلایه است که میتواند از زاویههای مختلف انسانی، اجتماعی، تاریخی و فردی بررسی شود. بنابراین، تنوع در نگاه فیلمسازان میتواند به شکلگیری روایتهایی متفاوت از یک تجربه تاریخی منجر شود؛ روایتهایی که هرکدام بخشی از واقعیت را از منظر خاص خود بازتاب میدهند.
هر فیلمسازی باید بتواند با نگاه خود درباره جنگ فیلم بسازد
یکی از مهمترین مواضع خردمندان در این گفتوگو، تأکید بر ضرورت فراهمبودن امکان فیلمسازی درباره جنگ برای افراد با دیدگاهها و سلیقههای گوناگون است. او معتقد است پرداختن به این موضوع نباید به گروه محدودی از فیلمسازان اختصاص پیدا کند و هر فردی که دغدغه سرزمین خود را دارد، باید بتواند روایتش را به زبان سینما بیان کند.
به گفته این کارگردان، حتی فیلمسازانی که نگاهشان کاملاً با دیدگاه رسمی همسو نیست نیز باید فرصت داشته باشند درباره جنگ اثر بسازند. از نظر او، گزینشیکردن امکان روایت جنگ میتواند مانع بازتاب تنوع تجربهها و برداشتهای موجود در جامعه شود.
این دیدگاه، بر اهمیت چندصدایی در سینما تأکید دارد. یک رویداد تاریخی ممکن است برای افراد مختلف تجربهها و معناهای متفاوتی داشته باشد. سینما با فراهمکردن امکان بیان این تجربهها میتواند به ثبت بخشهای گوناگون تاریخ کمک کند و زمینهای برای گفتوگو درباره گذشته فراهم آورد.
در این چارچوب، تفاوت دیدگاهها لزوماً به معنای نادیدهگرفتن اهمیت جنگ نیست؛ بلکه میتواند فرصتی برای بررسی ابعاد متنوع آن باشد. خردمندان معتقد است هر فیلمساز باید بتواند با تکیه بر نگاه و دغدغه خود، روایت مستقلی از این موضوع ارائه دهد.
حسرت محمدرضا خردمندان برای فیلم ساختهنشده عباس کیارستمی درباره جنگ
خردمندان در بخش دیگری از صحبتهای خود به عباس کیارستمی اشاره کرده و گفته است که به یاد دارد این فیلمساز در یکی از مصاحبههایش از علاقه خود برای ساخت فیلمی درباره جنگ ایران و عراق با نگاه شخصیاش صحبت کرده بود.
او با یادآوری این موضوع، از حسرت خود برای ساختهنشدن فیلم جنگی کیارستمی سخن گفته است. این اشاره نشان میدهد که از نگاه خردمندان، اهمیت پرداخت سینمایی به جنگ تنها به ثبت مستقیم رویدادها یا بازسازی صحنههای تاریخی محدود نمیشود؛ بلکه نگاه فردی و شیوه خاص روایت یک فیلمساز نیز میتواند به درک متفاوتی از این تجربه کمک کند.
عباس کیارستمی بهعنوان فیلمسازی با نگاه و زبان سینمایی خاص خود، میتوانست موضوع جنگ را از زاویهای متفاوت روایت کند. با این حال، در سخنان نقلشده از خردمندان، جزئیات مشخصی درباره طرح، داستان یا شکل احتمالی فیلم موردنظر کیارستمی بیان نشده است؛ بنابراین نمیتوان درباره محتوای احتمالی آن با قطعیت اظهارنظر کرد.
آنچه در این بخش از گفتوگو اهمیت دارد، حسرت از دسترفتن یک امکان هنری است؛ امکانی برای آنکه یک فیلمساز با نگاه شخصی خود به یکی از مهمترین تجربههای تاریخی ایران بپردازد و روایتی متفاوت به مجموعه آثار مرتبط با جنگ اضافه کند.
جنگ؛ موضوعی ملی و تاریخی که به روایتهای متنوع نیاز دارد
خردمندان در ادامه بر این نکته تأکید کرده است که جنگ مسئلهای عمیق، ملی و تاریخی است و نباید با تنگنظری به آن پرداخت. از نظر او، آثار سینمایی تولیدشده درباره جنگ در آینده میتوانند یکی از معیارهای قضاوت درباره این دوره تاریخی باشند.
او توضیح داده است که وقتی فیلمهای مرتبط با یک دوره تاریخی در کنار یکدیگر قرار میگیرند، مجموعهای از تصاویر و روایتها را شکل میدهند که بر برداشت نسلهای بعدی از آن دوران اثر میگذارد. به همین دلیل، تنوع در نگاه فیلمسازان اهمیت پیدا میکند؛ زیرا هر اثر میتواند تجربهها، دغدغهها و جنبههایی از تاریخ را برجسته کند که شاید در روایتهای دیگر کمتر دیده شده باشند.
از این منظر، سینما تنها وسیلهای برای بازسازی گذشته نیست، بلکه میتواند در ثبت حافظه جمعی نیز نقش داشته باشد. فیلمها با نمایش تجربههای انسانی، تصمیمها، ترسها، رنجها و روابط افراد در شرایط دشوار، به مخاطب کمک میکنند گذشته را از زاویهای ملموستر درک کند.
خردمندان هشدار داده است که اگر تصویر سینمایی جنگ تنها از یک دایره محدود و یک مسیر مشخص عبور کند، نمیتواند بازتابدهنده کامل و متنوع نگاه جامعه باشد. از نظر او، گشودن فضا برای روایتهای مختلف میتواند به شکلگیری تصویری جامعتر از این تجربه تاریخی کمک کند.
جمعبندی؛ از واقعگرایی در سریالها تا آزادی نگاه در سینمای جنگ
سخنان محمدرضا خردمندان دو موضوع مهم را در بر میگیرد: ضرورت تقویت فیلمنامهنویسی در شبکه نمایش خانگی و لزوم ایجاد فرصت برای روایتهای متنوع درباره جنگ در سینما.
او در حوزه سریالسازی، استفاده افراطی از قتل، تجاوز، خیانت و حوادث اغراقشده را راهکاری نادرست برای جذب مخاطب میداند و بر اهمیت داستانهای باورپذیر، شخصیتپردازی دقیق و شناخت زندگی واقعی مردم تأکید میکند. به باور او، سرمایهگذاری جدیتر در فیلمنامه و توجه به مسئولیت نویسندگان و کارگردانان میتواند به بهبود کیفیت آثار کمک کند.
در حوزه سینمای جنگ نیز خردمندان بر ضرورت چندصدایی و امکان فیلمسازی برای افراد با دیدگاههای گوناگون تأکید دارد. اشاره او به فیلم ساختهنشده عباس کیارستمی درباره جنگ ایران و عراق، بیانگر اهمیت نگاه شخصی فیلمسازان در روایت تاریخ است. از دیدگاه او، جنگ بهعنوان موضوعی ملی و تاریخی، به روایتهایی متنوع نیاز دارد تا آثار سینمایی بتوانند تصویری گستردهتر از تجربه آن دوره برای نسلهای آینده به جا بگذارند.




